گاه فکر می کنم .. یعنی یه سوال بزرگ .. یا یه علامت سوال بزرگ است که همیشه از خدا دارم .. اونم اینه که چه موجودات مزخرفی به نام مرد بود که آفریدی .. هرچند بعدش خودم می دونم که همه شون اینجوری نیستن و خیلی مردان نیک و خوب هم وجود داره و باقی قضایا .. اما .. این سوال بزرگ تر .. یا علامت سوال بزرگتر پیش میاد که چرا همه اونهایی که من می بینیم .. مزخرفن .. وجدانی ناشکری نیست .. می دونم همیشه یه بدتری هم هست .. می دونم که ... خیلی چیزا رو می دونم .. اما ..

خدایا .. امیدوارم روزی یکی از اون مردهایی که اصل اون چیزی که تو ساختی بود و مزخرف نبود رو به من هم نشون بدی .. شایدم ما ..

دوستت دارم

/ 10 نظر / 15 بازدید
رضا

یاد این جمله افتادم که «مردان مثل جای پارک هستند... خوباش قبلا اشغال شده اند» :دی

رضا

هه هه... تولدت مبارک خرداد ماهی :دی

سعید

خیلی اتفاقی اومدم تو . چون داشتم دونبال معنی اسم میترا میگشتم.خدای مهر .اره ولیفقط و فقط یه اسمه. کاش میترای منم یکم مهرو محبت داشت. اگه واقعا به نظر شما همه مردا بد هستن باید بگم میشه گفت بعضی از زنها هم گاهی مرد میشن و برعکس.

احمد

سلام بر شما دوست عزیز ، آمار طلاق در ایران در حال افزایش است شما علت آن را در چه می بینید ؟ فقر بیکار اعتیاد اختلاف خانوادگی تقلید از فرهنگ بیگانه یا نادیده گرفتن دستورات دینی کدام یک . شما به سایت ما دعوت هستید منتظر نظرتان هستیم . متشکریم

فائزه

از امروز... 7 روز وقت داری !!! تا یه سال نشده ، که اینجا ننوشته باشی 7 روز وقت داری ! اصلا فکر کن این یه تهدیده ! .. بنویس میترا بنویس [گل]

فائزه

5 روز

m

[گل]

فائزه

بعضی وقتها که یاد قدیم می کنم... یاد اون وقتهایی که بی وقفه و هر روز و هرروز می نوشتم .. و اصلا فکرش را هم نمی کردم که روزی برسه که اصلا ننوبسم... همه ش برام دغدغه بود وبلاگ نویسی.. همیشه برام مهم وپررنگ... و از بقیه هم همین توقع رو داشتم !... حتما نوشتن... حالا وقتی می بینیم از آخرین پستم نزدیک 3 سال می گذره... و از آخرین پست تو 5 سال... می دونی میترا... زندگی جریان داره... گاهی دوباره می خوای که از همه ی روزها و لحظه هات بنویسی.. تک تک به یاد بیاری که امروز چه فکرهایی کردی و چیا توی ذهنت گذشت... و اونا رو بنویسی.. اما بعد آدم میگه که چی بشه.. سوال تلخیه... ولی خب سوالیه که وجود داره... بنویسه که خالی بشه...یعنی درد دل کرده باشه.. بنویسه که ثبت خاطرات کرده باشه.. بنویسه که یه روزی بخونه لذت ببره... اگه هیچ کدومش دلیل نشه براش، نمی نویسه.. و این میشه سکوت چند ساله یه وبلاگ نویس!... شایدم یه روزی منو تو به یکدوم از اون دلایل بالا.. یا دلیلی برتر و بالاتر، سکوتمونو شکستیم